تبليغاتX
شاید وقتی دیگر

شاید وقتی دیگر

سلام

روز دختر رو به همه دختر خانومای گل مثل خودم تبریک میگم

خیلی دلم براتون تنگ شده. فکر میکردم اگه بیام با استقبال خوبی روبه رو میشم اما...

مهم نیست من هیچ چیزی رو به دل نمیگیرم

اینروزا خیلی درگیر بودم. راستش پدر بزرگم فوت کردن. با اینکه حالشون خیلی بد بود ولی من اصلا انتظار نداشتم. تو جزئیاتش نمیرم چون اذیتم میکنه

 

راستی ۱۵ آبان هم امتحان عملی کنکوره. دعا کنید پیلیززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز

 

امروز آبجی جونم بهم مس مس زد. خیلی ذوق کردم.

* الهه جون جون داره مامان میشه. مبارکه. خیلی خوشحال شدم(آبجیم نه ها! اون یکی الهه)

 

میام دوباره

 

نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 17:20 توسط ساسا| |
سلام

سلام به همه

به همه اونایی که تو این مدت فراموشم نکردن. ببخشید واسه این تاخیر طولانی. من حالم خوبه و از همه تون معذرت میخوام که نگرانتون کردم. و همچنین تشکر میکنم که تو این مدت به یادم بودین و بهم سر زدین.

از خودم اگه بخوام بگم دانشگاه قبول شدم. دولتی ولی هنوز نمی دونم کجا. امروز کارنامه هاش میاد روی سایت.

فعلا هم که از اول مهر رفتم پیش دانشگاهی هنر میخونم. رشته ای که کنکور دادم همون گرافیک بود اما خوب من میخوام کنکور هنر بدم واسه موسیقی.

به وبلاگای همه تون هم سر میزنم اما چون با موبایله نمی تونم کامنت بذارم.

این روزا سرم خیلی بیشتر از حد تصور شلوغه و امکان وب نویسی خیلی کم پیش میاد اما قول میدم به محض اینکه فرصت کنم بنویسم

بازم از همه بخصوص دایی انوشیروان و آرمان عزیز و صبای نازم تشکر میکنم و معذرت میخوام که نگرانشون کردم

به یاد همتون هستم

ساسا

نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 17:28 توسط ساسا| |